اخلاق حرفه ای در تجارتنویسنده: اکبر بهروز اسکویی - پنجشنبه ۱۳٩۱/٩/٢
در یک نگاه عام، گر چه در جامعه ی ما، از "اخلاق" به ویژه از پایگاه دینی یاد می شود، ولی متاسفانه آنچه رفته رفته در سالیان اخیر در کشور ما در مقام عمل مشاهده می شود، این واقعیت است که تعداد مردم اخلاق ـ محور و شاغلان و مسئولان واقعا اخلاقی به تدریج تحلیل رفته است. بر عکس در غرب، از حدود نیم قرن پیش، در فلسفه ی اخلاق و مدتی پس از آن در اخلاق حرفه ای، دروس دانشگاهی و کنگره ها و کنفرانس های گوناگون و پژوهش های مختلف بر پا شده و انجام می شود و فارغ التحصیلان دانشگاه در سطوح مختلف و حرفه های گوناگون فعالیت می کنند و شاخصه های اخلاق مصوب انجمن های تخصصی را در انواع مشاغل به کار می بندند
انسان، خواهان موفقیت است. از آن جا که موفقیت فرد در زندگی شخصی، شغلی و اجتماعی با الگوهای رفتار ارتباطی وی وابسته است، تصحیح این الگوها نیز نقش اساسی در کسب موفقیت دارد. موفقیت در پرتو ارتباط درست و آسان انسان با خود و دیگران کسب میشود؛ زیرا انسان به طور دائم در تعامل با خود و دیگران است. انسان موجودی اجتماعی است و امروزه با توسعة شگفتانگیز جوامع، انسانها در تعامل با انبوهی از سازمانهای گوناگون قرار دارند و این امر ارتباط انسانها را با یکدیگر و با سازمانها و ارتباط متقابل سازمانها را باهم به شکل قابل توجهی پیچیده کرده است. به رغم این پیچیدگیها، همه خواهان ارتباط آسان و درست با یکدیگرند؛ زیرا آسایش و آرامش را در پرتو آن مییابند. این ارتباط درست و آسان چگونه پدید میآید؟
ارتباطی درست و آسان خواهد بود که موجه و برخوردار از دلیل منطقی باشد. منطقی فکرکردن و اخلاقی عمل نمودن کلید سعادت و آسایش انسانها است. صرفنظر از نتیجة رفتار - که ممکن است به ظاهر ناخوشایند باشد و مسلماً در درازمدت صحت، صلاح و خوشایندی خود را نشان خواهد داد - همینکه عملی مستدل، موجه و اخلاقی باشد، آسایش خاطر و راحتی وجدان را درپی دارد.
ترویج الگوهای ارتباطی درست و اصول اخلاقی، نیاز مبرم جوامع امروزی است. کیست که در ارتباط با خود و با خانواده و افراد جامعه خواهان حفظ حرمت و آزادی نباشد و مگر نه این است که رفتار اخلاقی است که حافظ حرمت و آزادی معقول انسانها است و مگر نه این است که اگر بنا به ضرورتهای فردی و اجتماعی به فرد یا سازمان و ادارهای مراجعه کنیم، مهمتر از گرفتن پاسخ مثبت برای خواسته و نیازمان، خواهان پاسخ محترمانه هستیم؟ تیرگی خاطر ناشی از بیحرمتی را حتی با گرفتن پاسخ مثبت نمیتوان زدود، چه رسد به اینکه پاسخ، منفی هم باشد و شیرینی حفظ حرمت را -ـ هر چند پاسخ منفی باشد -ـ نمیتوان پوشاند
اصول اخلاقی می بایست بر فعالیت های ارادی انسان حاکم باشد و از طرفی تجارت یک فعالیت ارادی است. بنابر این اصول اخلاقی باید بر فعالیت های تجاری انسان نیز حاکم باشد. برخی تصور می کنند برای رعایت اصول اخلاقی تجارت کافی است که از قانون پیروی کنند. این تصور غلط است زیرا تعهد اخلاقی برای رعایت قانون تا زمانی وجود دارد که قانون مستلزم رفتارهای ناعادلانه نشود. عدم رعایت اصول اخلاقی می تواند منافع کوتاه مدتی را برای شرکت ها ایجاد کند اما با گذر زمان، رفتارهای ناپسند، به منافع مالی شرکت ضربه وارد می کنند. هدف نهایی اصول اخلاقی آن است که مجموعه ای از استانداردهای اخلاقی را پدید آورد که حفظ و بکارگیری آنها منطقی باشد. رواج اخلاق تجارت، نتایج مثبتی از جمله توسعه پایدار از طریق ، کاهش مصرف منابع تجدید ناپذیر، مقررات بهداشتی، حفاظت محیط زیست، مشتری مداری، جلوگیری از تبلیغات فریبنده و نظیر آن را در پی داشت.
تعریف و مفهوم اخلاق
در انگلیسی واژه اتیکس (ethics)معنی منش و عادت و مورالز ( (morals به معنی عادات بجای اخلاق بکار می رود گر چه واژه های مذکور به جای هم دیگر بکار می رود اما در معنای دقیق آن تفاوت هایی با یک دیگر دارند نظام هایی از ارزشها و عادتهایی ( قواعد و استاندارد های رفتاری ) که در زندگی گروه ی خاصی از انسانها تحقق یافته است به عنوان اخلاق(اتیکس) این گروه توصیف می شود مانند اخلاق خانواده ، اخلاق شرکت و اخلاق حرفه ای . اما مورالز شخصیت فردی را تعیین می کند
1. اخلاق جمع «خُلق » (بر وزن قفل) و «خُلُق » (بر وزن افق) مى باشد، به گفته «راغب » در کتاب «مفردات »، این دو واژه در اصل به یک ریشه باز مى گردد، خلق به معنى هیئت و شکل و صورتى است که انسان با چشم مى بیند و خلق به معنى قوا و سجایا و صفات درونى است که با چشم دل دیده مى شود.
2. اخلاق مجموعه صفات روحى و باطنى انسان است » و به گفته بعضى از دانشمندان، گاه به بعضى از اعمال و رفتارى که از خلقیات درونى انسان ناشى مى شود، نیز اخلاق گفته مى شود (اولى اخلاق صفاتى است و دومى اخلاق رفتارى).
3. از نگاه علامه محمد تقى جعفرى، «اخلاق شکفتن شخصیت آدمى در مسیر حیات معقول است».
4. اخلاق عبارت است از مجموعه ای از اصول و هنجارهایی را جع به ارزشیابی و داوری درباره افعال انسانی که به صورت ارادی و اختیاری انجام می شود و تشخیص خوبی و بدی آنها و الزامات (بایدها ونبایدها) مسئولیت و وظایف برای انسانها .
5. اخلاق » را از طریق آثارش نیز مى توان تعریف کرد، و آن این که «گاه فعلى که از انسان سر مى زند، شکل مستمرى ندارد; ولى هنگامى که کارى بطور مستمر از کسى سر مى زند (مانند امساک در بذل و بخشش و کمک به دیگران) دلیل بر این است که یک ریشه درونى و باطنى در اعماق جان و روح او دارد، آن ریشه را خلق و اخلاق مى نامند.
تعاریف علم اخلاق
1. علم اخلاق را چنین تعریف کرد: «اخلاق علمى است که از ملکات و صفات خوب و بد و ریشه ها و آثار آن سخن مى گوید» و به تعبیر دیگر، «سر چشمه هاى اکتساب این صفات نیک و راه مبارزه با صفات بد و آثار هر یک را در فرد و جامعه مورد بررسى قرار مى دهد». البته همانطور که گفته شد، گاه به آثار عملى و افعال ناشى از این صفات نیز واژه «اخلاق » اطلاق مى شود; مثلا، اگر کسى پیوسته آثار خشم و عصبانیت نشان مى دهد به او مى گویند: این اخلاق بدى است، و بالعکس هنگامى که بذل و بخشش مى کند مى گویند: این اخلاق خوبى است که فلان کس دارد; در واقع این دو، علت و معلول یکدیگرند که نام یکى بر دیگرى اطلاق مى شود.
2. بعضى از غربی ها نیز علم اخلاق را چنان تعریف کرده اند که از نظر نتیجه با تعریف هایى که ما مى کنیم یکسان است، از جمله در کتاب «فلسفه اخلاق » از یکى از فلاسفه غرب به نام «ژکس » مى خوانیم که مى گوید: «علم اخلاق عبارت است از تحقیق در رفتار آدمى به آن گونه که باید باشد.» (فلسفه اخلاق، صفحه 9)
3. در حالى که بعضى دیگر که بینشهاى متفاوتى دارند (مانند فولکیه) در تعریف علم اخلاق مى گوید: «مجموع قوانین رفتار که انسان به واسطه مراعات آن مى تواند به هدفش برسد، علم اخلاق است.» (الاخلاق النظریه، صفحه 10)
تعریف اخلاقیات (morals 8 Ethics)
بطور کلی میتوان اخلاق انسان را بر دو نوع زیر تقسیم نمود :
1- اخلاق فطری و طبیعی :صفات فطری ، غرایز و احساسات و استعدادهایی است که در طبیعت انسان آفریده شده و اختیار و عمل در تحصیل آن هیچگونه دخالتی ندارد. مانند حس خداجویی، کنجکاوی، عدالتخواهی و حبّ کمال و . . .
2- اخلاق اکتسابی و اختیاری :صفات اکتسابی آن گونه صفاتی را گویند که در مقام عمل و اختیار به تدریج برای انسان حاصل میشود.
چنانچه از استعدادها و صفات خدا داده خوب بهره برداری نشود، صفات اکتسابی بد خواهد شد. در این مرحله ، صفات و ملکات خوب را فضایل و مکارم اخلاق و صفات وملکات بد را رذایل اخلاق مینامند.
اخلاق ، معرفتی است که از افعال اختیاری انسان بر اساس یک سیر عقلایی شکل می گیرد باید توجه داشت که اخلاق از یک مجموعه اصول و ضوابطی تشکیل می شود که دو لایه جدی در آن قابل تمایز است.
قالب اول مربوط به شکل ، اصول و ضوابط اخلاقی است و قالب دوم توجه به " روح عمل اخلاقی " و یا دخالت عنصر " معنا " در عمل اخلاقی می باشد. در بخش اول می توان از کد های اخلاقی صحبت کرد ؛ ولی در بخش دوم امری است که به سادگی تعریف آن امکان پذیر نیست و بیشتر قابل بیان با " ایده آل های اخلاقی " است نه لزوما با " کد های اخلاقی " .
تعاریف حرفه
حرفه را این گونه تعریف می کنند: « پیشه ای که مستلزم وجود دانشی است تخصصی و اغلب تدارکی طولانی و ژرف شامل آموزش مهارتها و روشها و همچنین اصول علمی ، تاریخی و محققانه ای که بر آن مهارتها و روشها تاکید دارد و با استناد به سازمان و تشکیلات یا اتفاق آراء و استانداردهای والای دستاوردها و رفتار و سلوک پشتیبانی می شود و اعضای خود را به مطالعاتی مستمر و نوعی کار متعهد می کند نخستین آن ارائه خدماتی عمومی است
فرهنگ علوم اجتماعی می گوید: «واژه حرفه به شغلی اطلاق می شود که داشتن دانش و مهارت سطح بالایی را طلب می کند و باید حداقل بخشی از آن دانش و مهارت از طریق گذراندن دوره های کم و بیش نظری و نه با ممارست عملی صرف کسب شود، به نحوی از انحا در دانشگاه یا مؤسسه ای معتبر مورد آزمایش و امتحان قرار می گیرد و بر افرادی دلالت می کند که در مقایسه با مشتریان آن حرفه صاحب نظر هستند.. در حال حاضر این واژه معمولاً در باره مشاغل معینی بکار می رود که اعضای آن به ارائه خدمات و نه تولید و توزیع کالا اشتغال دارند
. ویژگیهای اصلی یک حرفه
1. 1. مجموعه ای از دانش تخصصی و مهارتهای فنی.
2. 2. آموزش و تجربه ای رسمی .
3. 3. نظامنامه اخلاقی یا استاندارد رفتاری
4. 4. تعهد به ارائه خدمات عمومی
5. 5. سازمانی رسمی برای حمایت از حرفه ای شدن
6. 6. اعطای جواز به دست اندکاران .
7. 7. مقررات شدید و استانداردهای سطح بالای صلاحیتها
8. 8. اطمینان ادامه کار بخاطر دیگران
لازمه حرفه ای شدن
طبق گفته بلومر" لازمه حرفه ای شدن" عبارت است از اشاعه استانداردهای برتری در زمینه ای معین، تعیین و تثبیت الگوهای رفتاری ، پرورش وگسترش احساس مسئولیت، تعیین موازین استخدامی و آموزشی، تامین و تضمین حمایت از اعضا، برقراری کنترل همه جانبه ، در زمینه مورد بحث و تعالی بخشیدن به آن به گونه ای که به مقام و موقعیت اجتماعی خود در جامعه دست یابد
عوامل پایهای اخلاق حرفهای
یکی از صاحبنظران این نظریه به نام زیونتس در مقالهای عواملی را به منزلة عوامل پایهای برای اخلاق حرفهای برمیشمارد که عبارتاند از:
الف: استقلال حرفهای اخلاق علمی
این عامل مانند اخلاق در هر نظام حرفهای دیگر باید منعکسکنندة هنجارهای درونی حرفه و احساس تعهد اخلاقی از سوی خود حرفهایها و نهادهای تخصصی آنها باشد، نه آنکه در قالب بایدها و نبایدهای اخلاقی به آنها تحمیل و قبولانده یا گوشزد شود. برای مثال، یک مدیر باید در حرفة خود مسائلی مانند صداقت، دقت، قابل اعتماد بودن، گشوده بودن به فضای انتقاد و ارزیابی، پرهیز از جزمیت، احترام به زیردستان و اطرافیان، توجه به حریم خصوصی و مسئله حفظ اسرار افراد را سرلوحة خویش قرار دهد.
ب) خود فهمی حرفهای
پایه و اساس اخلاق، خودفهمی حرفهای است. افراد تنها با فهمی از کار و فعالیت حرفهای خود، فلسفه آن و نسبتش با زندگی مردم است که به درک اخلاقی از آن نائل میآیند و در نتیجه، در مناسبات خود با طبیعت و جهان پیرامون خود، نوعی احساس درونی از تعهد به آن ارزشها پیدا میکنند.
ج:عینیتگرایی، بیطرفی و عدم جانبداری
از مهمترین اصول اساسی که در اغلب اسناد و مباحث مربوط به اخلاق حرفهای علمی مورد تأیید قرار میگیرد، رعایت عینیتگرایی و بیطرفی است. فردی که اخلاق حرفهای را در زندگی شغلیاش به کار میگیرد، نباید جانبداری غیرعقلانی نسبت به منبعی که دارای صفات غیر اخلاقی است نشان دهد.
د) فراتر رفتن از مفهوم معیشتی
تا زمانی که فردی درگیر مسائل فیزیولوژیکی باشد، توجه به مسائل دیگر کم رنگتر خواهد بود. معنای اخلاق حرفهای با عبور از مفهوم معیشتی آن به عرصة ظهور میرسد. زمانی که افراد در فعالیت و کسب وکار حرفهای خود از سطح گذران زندگی مادی فراتر میآیند، دستکم سه سطح دیگر از فعالیتهای علم و فناوری برای آنها معنا مییابد:
1. احساس کارآیی، اثربخشی و تولید کیفیت به عنوان ارزش افزوده؛
2. احساس خدمت به مردم و مفید واقعشدن؛
3. احساس رها سازی از طریق باز توزیع فرصتها و نقد قدرت.28
پیشینه ی [مبحث] اخلاق تجاری به عنوان یک کوشش دانشگاهی؛
اگر طرح هر گونه اندیشه ی اخلاقی در مورد تجارت را به صورت عام، اخلاق تجارت بنامیم، قدمت این بحث، به قدمت خود تجارت باز می گردد. اگر قانون را عبارت از علامت سختگیرانه ی درک طبیعی اصول مسلّم اخلاقی بدانیم،[1]
قانون همورابی (1700 قبل از میلاد) وضع قیمت ها و تعرفه ها و اعلام مقرّرات تجارت و تعیین مجازات های سخت برای قانون شکنان، نشان دهنده ی تلاش های برخی از تمدّن های پیشین برای وضع اصول اخلاقی در فعالیّت های تجاری است.کتاب سیاست ارسطو(300 قبل از میلاد )، در قسمت بحث از مدیریت خانواده، به طور صریح، روابط تجاری را مورد ارزیابی قرار داده است. اخلاقیّات یهودی- مسیحی، آن گونه که در منابعی چون َتلمود (200 بعد از میلاد)، یا ده فرمان[2] آمده است، در برگیرنده ی اصول اخلاقی مرتبط با فعالیّت های تجاری است.
اخلاق تجاری، به عنوان یک رشته ی مستقل دانشگاهی، تقریباً چهار دهه قدمت دارد. مطالعات پیشگامانه ی رایموند بوم هارت،[3]در دهه ی شصت را معمولاً اولین کارهای عملی در این راستا قلمداد می کنند.
ریچارد دی جورج[4] ، شروع اخلاق تجاری دانشگاهی را به دهه ی هفتاد نسبت داده، رایموند را به عنوان پیشگام و بنیان گذار این رشته ی علمی معرّفی می کند. اخلاق دان برجسته ی معاصر، نورمن بویی، برگزاری اولین کنفرانس علمی در رابطه با اخلاق تجاری را در سال 1974م می داند.[5]
تدریس دانشگاهی عناوین مرتبط با روابط میان اخلاق و تجارت را می توان در دانشکده های بازرگانی ایالات متحده، به ویژه دانشگاه های کاتولیک، در سه دهه ی آغازین قرن بیستم پیدا کرد، ولی ایجاد کرسی تدریس اخلاق تجاری دردانشگاه های آمریکا از دهه ی هشتاد و با آغاز موجی از رسوایی های شرکت های تجاری شروع گردید. در سال 1987 میلادی، به دنبال افشای رسوایی مالی یکی از مدیران وال استریت، مدیر سابق کمیسیون سهام و امنیّت با پرداخت مبلغ سی میلیون دلار به دانشگاه هاروارد خواستار ایجاد رشته ی اخلاق تجاری درآن دانشگاه شد. متعاقب آن، با کمک های مالی افراد ودیگر منابع، کرسی وقفی تدریس اخلاق تجاری در دانشگاه های ویرجینیا، پنسیلوانیا و سپس دیگر دانشگاه ها آغاز گردید. امروزه، رشته ی اخلاق تجاری به صورت کرسی وقفی یا به صورت یکی از رشته های معمولی دانشگاه در بسیاری از دانشکده های اخلاق و فلسفه در سراسر ایالات متحّده یافت می شود.
اخلاق تجاری دانشگاهی، سؤالات و ابهاماتی را که در قسمت های عمده و اصولی فعالیّت های تجاری مطرح است، مورد بحث قرارداده و موجب بسط اخلاق تجاری به سمت زیرگروه های تخصّصی متنوّعی، همچون اخلاق بازاریابی، اخلاق سرمایه، و اخلاق حسابداری می شود. با وجود گستردگی مسایلی که در این علم دنبال می شود، عمده مطالب و مباحث مطرح شده در این علم و عمده کارهای انجام شده در این راستا، بر محور شرکت های سهامی که سهام آن ها در معاملات عمومی خرید و فروش می شود، متمرکز شده است.
اخلاق حرفه ای یک امر درونی است. حال ضمانت اجرای آن چه می شود؟
ـ اخلاق ضمانت اجرا دارد. ضمانت اجرای آن چند گونه است. یکی اینکه سازمان هایی که می خواهند اخلاق حرفه ای را رعایت کنند بخش یا شورایی راهبردی دارند به نام شواری اخلاق. آنها بر اخلاقی بودن سازمان با ضمانت اجرای بالا نظارت می کنند. مثلا سیمان داراب شواری اخلاق دارد که مدیر عامل آن رئیس شورا است. این شورا بر تعاملات اخلاقی این شرکت با بیرون آن نظارت می کند. این یک ضمانت درون سازمانی است. ضمانت بعدی حمایت حقوق کیفری از اخلاق است. مثلا امانت داری مدیران یک امر اخلاقی است. قانون مجازات اسلامی از این موضوع حمایت کیفری کرده است و می گوید مدیری که امانت دار نباشد تا سه ماه حبس می بیند. البته حمایت کیفری و قانونی در کشور ما هنوز کافی نیست. ضمانت بعدی داوری های عمومی مردم است که خیلی مهم است. ممکن است مردم به اخلاق کمتر عمل کنند ولی اخلاق را می پرستند. در ایران دقت کنید که افراد برای انتخاب آرایشگرشان به کجا مراجعه می کنند؟ آرایشگاه ارزان یا آرایشگر محترم؟ می خواهم بگویم که ما هزینه های اخلاق را می پردازیم و این خودش یک ضمانت اجرایی می شود. یعنی در عرصه رقابت، شرکت ها می بینند که اخلاقی نبودن، آنها را از رقابت عقب می اندازد. ضمانت اجرایی دیگری در جهان صنعتی وجود دارد. در این کشورها کانون های اخلاق حرفه ای وجود دارد که شکل NGO دارند. آنها سازمانهای اخلاقی را تشویق و سازمانهای غیراخلاقی را تنبیه می کنند. مثل نمادهایی چون کانون وکلا.
یکی از وظایف کانون وکلا نظارت بر کار وکلا است. چنانچه وکیلی غیراخلاقی عمل کند، اعتبار او را لغو می کنند. همین قضیه در مورد نظام پزشکی هم صادق است. در همایش ما اتفاق خوبی که افتاد این بود که یک سری از مدیران شرکت کننده طرح NGO حمایت از اخلاق حرفه ای را ریختند که در پی ایجاد این NGO هم هستیم.
تعریف اخلاق کاربردی Applied ethics
تعاریف گوناگونی از اخلاقِ کاربردى ارائه شده است؛ یک تعریف محدود از اخلاق کاربردی عبارت است از: «کاربرد نظریههاى اخلاقى کلى در مسائل اخلاقى با بىطرفى در حل این مسائل». در این تعریف اخلاق کاربردی نوعی از اخلاق هنجاری است که با تطبیق اصول اخلاقی بر مصادیق به نحوی جزییتر به حل مسائل اخلاقی میپردازد. در تعریفی دیگر که به لحاظ گستره قدری وسیعتر از تعریف سابق است اخلاق کاربردی عبارت است از: «هرگونه کاربست انتقادى روشهاى فلسفى براى سنجش تصمیمات عملى اخلاقى و مواجهه با مسائل، رفتارها و سیاستهاى اخلاقى در حرفهها، تکنولوژى، حکومت و غیره»[4].
در این میان برخی در تعریف اخلاق کاربردی بر موضوع بحث تمرکز نمودهاند. موضوع اخلاق کاربردی در واقع همان مسائل واقعی در زندگی روزمره است که بعد هنجاری و ارزشی دارند. این موضوعات غالباً در اثر پیشرفت فنآوری پدید میآیند. اخلاق کاربردی با جستجو و کاوش در ابعاد مختلف یک موضوع و با تکیه بر اصول پذیرفته شده اخلاقی همواره گزینههای جدیدی را برای عمل و تصمیمسازی پیش روی مینهد که ارزشها و اصول اخلاقی موجود، ملاک کارآمدی برای ارزیابی آنها ندارد.
اخلاق کاربردی که گاهی اخلاق عملی[1] نیز نامیده می شود در کاربرد جدیدش عمدتا در دهه های اخیر از ناحیه متفکرین غربی رایج شده است. تأسیس رشته جدیدى در مطالعات اخلاقى به نام اخلاق کاربردى عمدتاً به هدف پاسخگویى به چند دسته مسائل و چالشها صورت گرفته است که عبارتند از: اول مجموعه مسائل اخلاقى نو پدید که عمدتا ناشی از پیشرفت های علم و فنآوری است دوم، مسائل اخلاقی خاص هر یک از عرصههاى اختصاصى زندگى مدرن و بالاخره حل مؤثر معماها یا همان تعارضات اخلاقى که البته برخى از آنها مانند سقط جنین دیر زمانى دامنگیر بشر بودهاست
رابطه تجارت و اخلاق
تجارت و کسب و کار سابقة دیرینهای در تمدن بشری دارد. انسانها از دیرباز برای رفع نیازهای خود به تجارت رو آوردهاند. این داد و ستد در فرآیند تکاملیاش به تدریج از شکل تهاتری (مبادلة کالا به کالا) اولیة خود فاصله گرفته، به صورت مبادلة پولی (کالا ـ پول ـ کالا) درآمده است. در پی این تحول، تجارت به تدریج به منزلة وسیلهای برای کسب سود و منفعت درآمده و ورود به عرصة تجارت نیز به طور عمده با هدف کسب موفقیت در بازار و سودآوری انجام میگیرد. فرد تاجر میکوشد با تصاحب سهم مناسبی از بازار، مشتریان بیشتری را به سمت خود جذب کند. در این مسیر، موفقیت تاجر به طور عمده به عواملی چون توانایی رقابت با دیگران، بازاریابی مناسب، رونق بازار و عواملی این چنینی نسبت داده میشود
دیدگاه مخالف ارتباط تجارت و اخلاق
در میان عوامل مؤثر بر موفقیت تجارت، گاه از اخلاق حرفهای تجارت نیز سخن به میان میآید. این ادعا به گونهای متناقض نما است؛ زیرا ماهیت سودگرایانه کسب و کار تجاری، به ظاهر تناسبی با مباحث اخلاقی ندارد. بر اساس دیدگاههای سنتی در اقتصاد، تجارت و اخلاق دو گونه فضیلت متفاوت را ترویج میکنند. تجارت کسب سود و منفعت را دنبال میکند؛ در حالی که اخلاق به دنبال کسب فضیلت است. این دو هدف متفاوت، موجب تمایز این دو از یکدیگر میشود. از اینرو، نمیتوان از تاجر انتظار داشت در حوزة کسب و کار به دنبال اخلاق باشد. وی بنا بر نوع کار خود، میباید در پی کسب سود و منفعت باشد و این امر قابل جمع شدن با توصیههای اخلاقی نیست .
در نگرش اقتصادی، افراد با هدف کسب سود وارد بازار تولید و همچنین مبادله کالاها و خدمات میشوند. این انگیزة سودجویی به منزلة موتور محرک اقتصاد باعث میشود تا افراد حداکثر تلاش خود را برای کسب منفعت مبذول دارند. نتیجه تلاش تکتک افراد برای کسب سود، تأمین منافع جامعه است؛ ثمرهای که آن را به طور معمول به دست نامرئی بازار نسبت میدهند. بر اساس این منطق، وجود رقابت میان دستاندرکاران فعالیتهای اقتصادی میتواند موجب شود تا افراد به گونهای به رعایت اخلاق کسب و کار مجبور شوند. برای نمونه، اگر دست اندرکاران اقتصادی، کالایی نامرغوب تولید کنند، دست نامرئی بازار آنها را از چرخة رقابت در بازار حذف میکند.این دیدگاه به طور معمول به بزرگانی چون آدام اسمیت نسبت داده میشود. فراز معروفی از کتاب ثروت و مللاو عمدتاً به منزلة شاهدی بر عدم دخالت اخلاق در تجارت و کسب و کار ذکر میشود. به نظر اسمیت، به دلیل خیرخواهی قصاب و یا نانوا غذای خود را از آنها مطالبه نمیکنیم، بلکه این انتظار ناشی از توجه آنها به منافع خود است.
دیدگاه موافق ارتباط تجارت و اخلاق
در مقابل، برخی با رد این پیشداوری معتقدند تجارت توأم با اخلاق میتواند تاجران را در دستیابی به موفقیت در کسب و کار خود کمک رساند. این مهم میتواند با کسب اعتبار و شهرت در فضای کسب و کار و در نتیجه جلب اعتماد مشتریان صورت گیرد. گذشته از آنکه تجارت بدون اخلاق، همواره آسیبهای اجتماعی فراوانی را در بر داشته است و به طور مستقیم و یا غیرمستقیم حتی به خود تاجران و بازاریان آسیب میرساند. این دیدگاه به طور خاص در دههای اخیر طرفداران زیادی در میان متفکران علوم اجتماعی و همچنین افکار عمومی پیدا کرده است.
بر اساس دیدگاههای جدید اقتصادی، اخلاق و تجارت را نمیتوان و نباید از یکدیگر جدا کرد. از دیر باز اخلاق و تجارت رابطهای دیرینهای داشتهاند. اساساً تجارت بر پایة ملاحظات اخلاقی و لزوم فراهم کردن اسباب راحتی سایرین بنا شده است؛گذشته از آنکه دغدغههای بسیاری هم در میان تاجران و هم در میان مردم برای شکلگیری تجارتی اخلاقی وجود داشته و دارد.
در ادبیات اقتصادی نیز به جنبههای اجتماعی تجارت توجه شده است. برای مثال، نظریة مزیت مطلق آدام اسمیت و نظریة مزیت نسبی ریکاردو در حمایت از تجارت آزاد، بر منافع اجتماعی آن تأکید میکند.
سالامون در انتقاد از این نظریه بیان داشته است که سود را نمیتوان هدف غایی تجارت تلقی کرد. کسب سود تنها وسیلهای برای ساماندهی تجارت است. حتی در جایی که سود برای عدهای ابزار امتیازخواهی شده است، باز هم هدف غایی نیست؛ بلکه عاملی برای کسب شأن و منزلت و ارضای میل به برنده شدن میباشد که هدف نهایی است.وان گهی جدا کردن اخلاق از تجارت میتواند فاجعهآفرین باشد. با نگاهی به تاریخ فعالیتهای اقتصادی بشر، میتوان این نکته را تأیید کرد، که ضعف اخلاق حرفهای در کسب و کار موجب بروز مشکلات بسیاری در جوامع بشری شده است. بروز مشکلات زیست محیطی در دنیای معاصر، بروز فجایع انسانی همانند حادثه بوپال هند، شکلگیری تجارتهای ضد اخلاقی (تجارت مواد مخدر، قاچاق انسان) و تخریب پیوسته محیط زیست، همه ناشی از نبود نظام اخلاقی در تجارت است.
جان گالبرایت، اقتصاددان برجسته، در تحلیل عواقب شکلگیری تجارت بدون اخلاق چنین میگوید: «زمانی که کسب سود هدف اصلی یک ملت میگردد، کاهش معنیداری در سطح زندگی بشریت به وجود میآید. اهداف اقتصادی قادر هستند که توجهات را از موضوعات حیاتی انسانی دور کنند و آزادی، هویت و خلاقیت ، در جامعهای که توسط شرکتهای بزرگ سودجو احاطه شده است از دست رفته است».
از طرف دیگر، گسترش اخلاق در فضای کسب و کار میتواند موجب رونق فعالیتهای تجاری شود. بنا بر تجارب موجود، غالبا شرکتهای وفادار به اخلاق حرفهای موفقتراند. گذشته از آنکه تقویت اخلاق در تجارت میتوان به آن مفهومی انسانی بخشیده، ریشة بسیاری از تعارضهای موجود را از بین ببرد.
بر اساس تعابیر فوق، اساسی ترین سوال ها در اخلاق تجارت آن است که::
1. آیا میتوان در سطح خرد قواعدی برای مبادله منصفانه و مسئولانه میان افراد طرح کرد و به عدالت مبادله ای دست یافت؟
2. آیا میتوان در بعد کلان سخن از قواعد فرهنگی و نهادی بازرگانی برای جهان تجاری زد؟
3. آیا بنگاهها و موسسات تجاری مسئولیتی اخلاقی در مورد کارکنان خود، مجاورین کارخانه و همچنین محیط زیست دارند؟
4. آیا میتوان برای بنگاهها مسئولیت اجتماعی در نظر گرفت؟
5. آیا نظام بازار آزاد ساز و کاری منصفانه و مناسب ترین شیوه در توزیع کالاها و خدمات در سراسر جامعه است؟
6. آیا در نظام بازار آزاد، به افراد درمانده و مستاصل توجهی میشود؟ دولت چه نقشی در کاستن از آسیبهای اخلاقی تجارت دارد؟
قلمرو اخلاق حرفه ای در تجارت
آنچه از آن به عنوان اخلاق تجارت یاد میشود مفهومی گستردهتر از مبادلات تجاری است و شامل فعالیتهای تولیدی و خدماتی صورت گرفته به منظور تولید و عرضه کالاها و خدمات به بازار مصرف نیز میشود.
همچنین با توجه به گسترش فعالیتهای تولیدی و خدماتی اقتصادی در قالب بنگاههای اقتصادی، بحث از اخلاق تجارت علاوه بر بررسی ملاحظات اخلاقی ناظر به رابطه میان فروشنده و خریدار، به جنبههای سازمانی اخلاق کسب و کار به ویژه در مورد جنبههای اخلاقی در رابطه میان نیروی انسانی فعال در یک بنگاه تولیدی و همچنین رابطه بنگاههای تولیدی و خدماتی با محیط انسانی و طبیعی پیرامون شان به خصوص محیط زیست نیز میشود.
تعریف اخلاق تجاری
.موضوع اخلاق ، تجارت و اقتصاد ، موضوع مطالعات زیادی بوده است ( پیت لیس ، 2002 و روشتون ، 2002) . در قرن بیست و یکم با توجه به جهانی شدن اقتصاد و به تبع آن گسترش بازارها ضرورت رعایت نکات اخلاقی در تجارت بیش از پیش افزایش یافته است در تجارت، همه اصول اخلاقی لازم الرعایه مبتنی بر قانون، مقررات یا دستورالعمل نیستند بلکه بازرگانان یا صاحبان حرفه به مرور زمان درک کردهاند اگر پارهای از اصول را رعایت نکنند شانسی برای نفوذ به بازار یا حتی ادامه فعالیت ندارند.
در چند دهه اخیر شکلگیری جنبش اخلاق کسب و کار و نهضت علمی اخلاق حرفه ای دیدگاههای دوگانه گرای اخلاق فردی و اجتماعی را به چالش کشیده است. بسیاری از متفکران اقتصادی به این نکته پی برده اند که بر خلاف تفکرات سنتی در اقتصاد، فشار قانون و همچنین دست نامرئی بازار نمیتواند از آسیبهای اخلاقی تجارت جلوگیری کند. در مقابل گسترش اخلاق کسب و کار میتواند با پر کردن خلاءهای قانونی به کارکرد بهتر تجارت کمک نماید
1. اخلاق تجاری، شاخه ای از اخلاق کاربردی (عملی) است که اصول اخلاقی و معنوی یا مسایل اخلاقی ناشی از آن را در محیط تجاری مورد بررسی قرار می دهد. حوزه تاثیرگذاری اخلاق تجاری بسیار وسیع است و گستردگی آن همه را در بر می گیرد. اخلاق تجاری هم به عنوان یک اصول هنجاری و هم به عنوان یک مجموعه اصول توصیفی مورد توجه قرار می گیرد. از یک تاجر جزء تا یک شرکت عظیم تجاری چند ملیتی، همه تابع یک سلسله قواعد اخلاقی هستند. این قواعد همه جانبه، حسن کارکرد، پیشگیری از بی نظمی و فعالیت اقتصادی – تجاری سالم و صحیح را در جامعه تضمین می کنند.
2. اخلاق تجارت شاخه ای از اخلاق است که به بررسی مسائل اخلاقی در محیط تجاری می پردازد. در حیطه تجارت لزوم پراختن به مسئله اخلاق به طریقی تجربی و به مرور زمان به اثبات رسیده است؛ به گونه ای که تجار دریافتند، عدم رعایت برخی اصول، شانس ورود به بازار و حتی ادامه فعالیت را از آن ها سلب خواهد کرد،
سطوح اخلاق تجاری
سول مون، سه سطح برای مباحث مطرح شده در اخلاق تجاری قایل است. او این سه سطح را با عناوین سطح کوچک، سطح بزرگ و سطح عمده یاد کرده است.
1. سطح کوچک، شامل مقرارتی است که برای مبادلات عادلانه میان اشخاص در نظر گرفته شده است.
2. سطح بزرگ، مربوط به مقررات فرهنگی و سازمانی برای انجام امور تجاری در سطح جامعه می شود.
3. سطح عمده، به واحد اصلی تجارت در دنیای امروز، یعنی شرکت های سهامی، می پردازد.
مهمترین اصول اخلاقی حاکم بر تجارت
مهمترین اصول اخلاقی که رعایت آنها در تجارت در سطح بینالملی پذیرفته شده است عبارتند از:
1- صداقت (Honesty)
صداقت یا درستکاری یکی از خصایص والای انسانی است و در همه مراحل داد و ستد رعایت آن ضروری است. در تجارت، صداقت بدان معناست که شما هر کسی را که با او تعامل دارید، در جریان تمام امور قرار داده و اطلاعات کافی در مورد موضوع مورد بحث در اختیار او قرار می دهید. این امر نه تنها میتواند سطح انتظار طرف مقابل را در حد کاملاً مقبولی قرار دهد، بلکه شما نیز میتوانید با قاطعیت تصمیم بگیرید که آیا آماده ی انجام تجارت مورد نظر هستید یا نه.کتمان حقیقت یا ارائه اطلاعات نادرست درباره ویژگیهای کالا یا فریب دادن مشتری اقدامی ناپسند است و به تداوم فعالیتهای تجاری لطمه میزند.
2- انصاف (Fairness)
بر پایه این اصل، هر تاجری باید منافع طرف مقابل یا شریک تجاری خود را عینا مانند منافع خود در نظر داشته باشد و از روش برنده- برنده پیروی کند.
3- مسوولیتپذیری (Accountability)
بر پایه اصل مسوولیتپذیری، تجار باید کلیه اطلاعات مرتبط با کالا یا خدمات قابل ارائه یا نکاتی را که به نحوی در انجام معامله تجاری تاثیر میگذارند در اختیار طرف مقابل یا شریک تجاری آتی خود قرار دهند. اصل مسوولیتپذیری یا پاسخگو بودن با اصل صداقت رابطه تنگاتنگ دارد و در حقیقت مکمل آن است.
4- حفظ اسرار تجاری (راز داری)
اسرار تجاری هر نوع اطلاعات ارزشمندی است که دارای ارزش مستقل اقتصادی باشد، بدون آن که در نزد عموم مورد شناسایی واقع شده باشد و یا اینکه به سختی قابل شناسایی و تعیین باشد. بازرگانان از لحاظ اخلاقی موظفند که اسرار مربوط به سفارشهای دریافتی یا قراردادهایی را که برای انجام معاملات تجاری با یکدیگر منعقد میکنند، حفظ کنند. اطلاعات مربوط به قراردادها، مذاکرات تجاری یا معاملاتی که صورت خواهد گرفت، جز اطلاعات شخصی است و افشای آنها میتواند مشکلات زیادی برای طرفین ایجاد نماید یا به نوسانات غیرعادی قیمتها در بازار منجر شود.
5- پایبندی به تعهدات
پایبندی به تعهدات در چارچوب قراردادهای تجاری و عدم تخلف از مفاد آنها به عنوان یکی از اصول اخلاقی مهم در تجارت شناخته شده است گر چه در اغلب موارد قوانین و مقررات تجاری وظایف طرفین را در زمینه ایفای تعهدات مشخصی میکند اما در هر قراردادی به مواردی میتوان برخورد کرد که قانون در آن زمینه تکلیف مشخص برای تجار تعیین نکرده است و صرفا پایبند بودن به اصول اخلاقی میتواند انجام کامل معامله یا مفاد قرارداد را تضمین نماید.
رابطه تجارت، قانون و اخلاق
برخی از منتقدان اخلاق کسب و کار معتقدند قانون میتواند قلمرو فعالیتهای مجاز تجاری را مشخص کند و دیگر ضرورتی برای پرداختن به اخلاق نیست.
تفکیک میان قانون و اخلاق و همچنین اکتفا به قانون با مشکلات بسیاری از جمله ایجاد زمینه برای بروز بسیاری از بیعدالتیها در صحنة فعالیتهای تجاری روبهرو است. این نکته را میتوان با ذکر چند مثال تبیین کرد؛ فرض کنید در کشوری هیچ قانونی برای منع خرید و فروش کودکان وجود نداشته باشد. آیا میتوان به دلیل نبود قانون ادعا کنیم این کار اخلاقی است؟
مثالی عینیتر این که فرض کنید شرکتی اروپایی برای دفع زبالههای رادیو اکتیو با تشعشع زیاد، با این مشکل مواجه است که قانون اتحادیة اروپا به او اجازه دفن این مواد در اروپا را نمیدهد. آیا این شرکت برای حل مشکل میتواند زبالهها را در کشوری آسیایی که در آن قانونی مبنی بر ممنوعیت این کار وجود ندارد، تخلیه کند؟ آیا صرف نبود قانون، دلیلی بر اخلاقی بودن آن است؟ عملی که میتواند موجب بروز بیماریها و مرگ و میرهای گستردهای در آن کشور شود؟
به طور کلی، میتوان این پرسش را مطرح کرد که :
1. آیا میتوان مسئولیت فعالان در فضای کسب و کار را منحصر به وظایف قانونی آنها دانست؟
2. آیا آنها وظیفهای فرای قانون ندارد؟
3. آیا آنها نباید به هنگام تصمیمگیری به این نکته توجه کنند که چه کسانی ممکن است از تصمیم شان آسیب ببیند؟
به بیان دیگر، اگر قانون رفتاری را مجاز شمرد و یا در مورد آن ساکت بود، افراد میتوانند بدون هیچ محدودیت اخلاقی آن را انجام دهند؟
پاسخ به پرسشهای مزبور منفی است؛ نمیتوان رفتاری را به دلیل قانونی بودن اخلاقی نیز قلمداد کرد. هر چند قوانین به طور معمول دیدگاه افراد نسبت به آنچه اخلاقی یا عادلانه است را منعکس میکنند، آنها آیینة تمام نمای اخلاق نیستند. قوانین بشری را میتوان در موارد بسیاری بازتاب ضعیفی از آنچه که مردم بر سر اخلاقی بودن آن توافق دارند، قلمداد کرد. گذشته از آنکه اخلاق در مواردی الزاماتی فرای قانون، همچون رحجان انصاف و گذشت در معامله، را ترویج میکند.
این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت که قوانین در موارد بسیاری ابهام دارند و نمیتوانند به صورت کامل مشکلات موجود در فضای مبادلات انسانی را حل کنند. اکتفا به قانون حتی میتواند در مواردی فاجعهآفرین باشد. اکتفا به قانون به طور نمونه میتواند به تجار این اجازه را بدهد که محصولات نامرغوب و با کیفیت پایین بهداشتی را به کشورهای جهان سوم صادر کنند و در توجیه رفتارشان که میتواند جان بسیاری از انسانهای بیگناه را به خطر بیندازند، تنها به نبود قانون محدود کننده در آن کشورها استناد کنند. این نقیصه، نقش اخلاق به منزلة مکمل قانون و پرکنندة رخنههای قانونی را برجسته میکند.
گذشته از آن قانون در مواردی میتواند دستاویز مطامع قدرتهای سیاسی و اقتصادی شود. این قدرتها میتوانند با وضع قوانین تبعیض آمیز در صحنه تجارت بین الملل زمینه بروز بسیاری از مخاطرات اخلاقی را فراهم آورند.
نمونه واضح این امر را تحریم قانونی جمهوری اسلامی از خرید قطعات هواپیماهای مسافربری بئوینگ و ایرباس دانست؛ قانونی که میتواند به مرگ انسانهای بیگناه در اثر استفاده از ناوگان هوایی فرسوده شود.
تدوین منشورهای اخلاقی
در اینجا لازم است یادآور شویم که اغلب موسسات بازرگانی و صنعتی در کشورهای توسعهیافته به منظور آموزش نکات اخلاقی به کارکنان خود، به تدوین منشورهای اخلاقی یا دستورالعملهای ویژهای در این زمینه اقدام کردهاند که رعایت مفاد آنها برای کارکنان الزامی است. دانشگاههای معتبر در تدوین این اصول نقش اصلی را ایفا کردهاند. در اغلب این دستورالعمل ها به کارکنان رهنمود داده شده است که:
1- درستکردار باشند.
2- محیطی آکنده از صفا و صمیمیت برای فعالیت تجاری ایجاد نمایند.
3- سطح کارایی خود را افزایش دهند.
4- اطلاعات مربوط به قراردادهای منعقده شرکت خود را فاش نکنند به گونهای که مشتریان اطمینان حاصل نمایند که کسی از اسرار حرفهای آنان مطلع نخواهد بود.
5- از داراییهای شرکت اعم از داراییهای مادی (ماشینآلات، ابنیه، تجهیزات، اموال مادی و غیرمادی حقوق مالکیت معنوی، اطلاعات مربوط به فناوریها، اختراعات، اکتشافات، فرایندهای نوینی که در پیشرفت امر تجارت و صنعت تاثیرگذار است) به خوبی حفاظت نمایند.
6- دستاوردهای پژوهش خود را به طور مستمر به مدیریت یا مسوول ذیربط در شرکت گزارش دهند.
7- فعالیتهای شرکت را در مواردی که مغایر با قانون یا اخلاق حرفهای تلقی میکنند به طور مستند به مدیریت اعلام نمایند.
8- هنگام برقراری ارتباط کاری با رقبای تجاری کاملا محتاط باشند تا اطلاعاتی که ارائه آنها به مصلحت شرکت نیست در اختیار رقبا قرار نگیرد.
9- گردآوری اطلاعات در خصوص فعالیتهای شرکتهای رقیب به ویژه نقاط ضعف، قوت، فرصتها یا تهدیدهای آنان از وظایف حرفهای کار کنان شرکت تلقی میشود و با اصول اخلاقی حاکم بر تجارت منافات ندارد.
10- کارکنان شرکت هنگام فعالیتهای بازاریابی یا انجام مذاکرات تجاری برای عقد قرارداد یا ملاقاتهای خارجی میتوانند هدایایی را که شرکت در اختیار آنان قرار داده است و ارزش محدودی دارند به طرف آتی تجاری خود یا افراد تیمهای مذاکرهکننده ارائه دهند یا اشیای کادویی طرف مقابل را که گرانبها نیستند متقابلا دریافت نمایند. به هرحال اخذ اشیای گرانبها یا کادوهای غیرمتعارف خلاف اصول اخلاقی است و از نظر شرکت جرم محسوب میشود.
11- کارکنان شرکت در خلال سفرهای تجاری یا ماموریتهای بازاریابی مجازند که دعوت طرفهای تجاری آتی یا افرادی را که با آنها مذاکره خواهند کرد برای صرف نهار یا شام بپذیرند مشروط بر آنکه این قبیل مراسم با عرف و سنن تجاری کشوری که در آن به فعالیت تجاری اقدام کردهاند سازگاری داشته باشد.
12- اگر کارکنان شرکت در سفرهای خارجی یا قبول دعوت برای شرکت در مراسم یا تشریفات خاصی به سبب نتایج حاصل از آن دچار تردید باشند بهتر است که با مسوولان ذیربط در شرکت مشورت و طبق رهنمود آنان اقدام نمایند.
13- کارکنان شرکت همواره باید به خاطر داشته باشند که منافع اجتماعی و مصالح کشور متبوعشان فراتر از منافع شخصی آنان قرار دارد.
14- در ملاقاتهای تجاری با هر فردی باید متناسب با شان و منزلت او رفتار شود.
15- کارکنان شرکت اجازه ندارند که بابت عقد قراردادهای تجاری با طرفهای تجاری از آنان پورسانت یا کارمزد دریافت دارند. اعطای هر نوع پاداش به کارکنان شرکت، بابت خدماتی که انجام میدهند برعهده خود شرکت است.
16- کلیه معاملات انجامشده در شرکت باید مبتنی بر اسناد و مدارک رسمی بوده و از روشهای حسابداری مورد تایید شرکت برای ثبت، نگهداری و بررسی آنها استفاده شود.
کمالات اخلاقی در تجارت
بحث از کمالات اخلاقی از آن مواردی است که شاید برای نظریه پردازان علم مدیریت و اقتصاد در غرب خیلی قابل درک نباشد ولی در جهان بینی اسلامی توجیه پذیر است.
کمالات اخلاقی در کسب و کار مربوط به افعال و رفتارهایی می شود اولا: وجوب و حرمت ندارد؛ ثانیا: به صورت مستقیم در کسب و کار تاثیر ندارد یا تاثیرش ملموس و مادی نیست؛ و می تواند گامی بزرگ در ارتقاء شخصیت و روح تاجر داشته باشد.به موارد ذیل توجه نمائید: امام علی: هرگاه که فقیر شدید بوسیله صدقه با خدا تجارت کنید.(حکمت 258 نهج البلاغه) امام علی: روزی را بوسیله صدقه برای خود فرود آورید. (حکمت 137 نهج البلاغه) بسیار جالب است که انسان با خدا تجارت کند، تجارت با انسان های دیگر ممکن است موجب ضرر شود ولی مسلما تجارت با خدا سبب منفعت می شود. ممکن است بعضی فکر کنند منظور فقط منفعت معنوی است اما سیاق کلام نشان می دهد که منفعت مادی است چرا که انسان وقتی که فقیر می شود نیاز مادی دارد. امام صادق: مومن کسی است که درآمدش حلال، زیادی مالش را انفاق می کند و زیادی کلامش را نگه می دارد.
در واقع از کمالات اخلاقی می توان به ساده زیستی و بیش از نیاز مصرف نکردن اشاره کرد. نکته حائز اهمیت این جاست که در اندیشه اسلامی هیچ گاه منع از تولید و ایجاد ثروت نشده است بلکه راه کار اندیشه اسلامی افزایش تولید و منفعت مادی در کسب و کار است اما در مصرف توصیه شده است که زیادی مال جهت رفاه و رفع نیاز جامعه صرف شود و این از بزرگترین فضایل اخلاقی کسب و کار اسلامی است که هم توجه به تولید می شود و هم توجه به نیازمندان.
کسب روزی حلال در تجارت
امروزه در جهان متمدن غرب نیز پذیرفته شده است که راه های کسب درآمد باید از راه و روشهای درست باشد مثلا درآمدهای که از طریق فروش مواد مخدر، تجارت انسان،دزدی ، احتکار و غیرهکسب می شود نامشروع است . در اخلاق اسلامی کسب روزی حلال اهمیتی زیادی دارد که مواردی بیان می شود: پیامبراکرم:عبادت، دارای 70 جزء و بخش دارد که بهترین و برترین جزء آن ، به دست آوردن مال حلال است(بحارالانوار-ج103-ص 18) امام علی(ع):هر کس مال و ثروتی را از راه غیر حلال و نامشروع به دست آورد ، در مسیر نادرست و نامشروع هم مصرف خواهد کرد.(میزان الحکمه) امام صادق:درآمد حرام اثرش در فرزندان آشکار می شود.
اما مسئله اصلی این است که کدام کسب و کارها حرام است؟
از نظر اخلاق اسلامی بر طبق قاعده "لاضرر و لاضرار" هیچ کس مجاز به ضرر رساندن مادی و معنوی به خود و دیگران نیست، لذا هر کسب درآمدی که به ضرر اشخاص و جامعه باشد جایز نیست. بعضی از کسب های حرام در آیات و روایات بیان شده است همانند:ربا- قمار- رشوه – احتکار- غش در معامله و غیره. پیامبراکرم(ص):لعنت خدا بر رشوه دهنده و رشوه گیرنده. رشوه دهنده و رشوه گیرنده کسانی هستند که می خواهند بر طبق منفعت شخصی نظم نظام آزاد کسب و کار را بر هم زنند. در همین راستا بر خلاف تصور عمومی رشوه دهنده هم مقصر است و پولی که توسط رشوه گیرنده هم دریافت می شود حرام است. پیامبراکرم(ص)::فقط خیانتکاران احتکار می کنند. (میزان الحکمه) احتکار نیز ازکسبهای حرام است و در واقع نوعی خیانت به نظام اقتصادی و آحاد جامعه است. پیامبراکرم(ص):بدترین مال ها،خوردن مال یتیم است.
این حدیث می تواند ناظر به امنیت اقتصادی در اخلاق اسلامی باشد با این که یتیم توانایی حراست از اموال خویش را به صورت کامل ندارد اما اخلاق اسلامی ضامن حفظ سرمایه ضعیف ترین اقشار جامعه نیز می باشد.
تعاریف اخلاق حرفه ای
در ابتدا مفهوم اخلاق حرفهای به معنای اخلاق کار و اخلاق مشاغل به کار میرفت. امروزه نیز عدهای از نویسندگان اخلاق حرفهای، از معنای نخستین این مفهوم برای تعریف آن استفاده میکنند. اصطلاحاتی مثل work ethics یا professional ethics معادل اخلاق کاری یا اخلاق حرفهای در زبان فارسی است.
اگر چه اخلاق حرفه ای در ظرف سکولار طرح می شود ولی واقعیت این است که اخلاق حرفه ای به نوعی بازگشت فضاهای حرفه به دین را منعکس می کند.در این جا اخلاق به عنوان یک مجموعه کد های رفتاری و تعاملی که نظام رفتار را به صورت دلپذیر و مبتنی بر احترام انسانی قاعده مند می سازد طرح می شود. به دلیل پیچیده شدن کار در جهان جدید ، موضوع اخلاق حرفه ای در کانون مرکزی کار حرفه ای قرار گرفته است.
اخلاق به عنوان یک اخلاق نسبی وارد حوزه های حرفه ای شده که متناسب با حرفه ها و همچنین متناسب با فرهنگ و ارزش های فرهنگی جوامع شکل گرفت. با توسعه گسترده ارتباطات انسانی و جهانی شدن فضاهای حرفه ای و به عبارتی با ظهور " کار حرفه ای در فضای جهانی شده " مهمترین چالش اخلاق حرفه ای خصوصا در حوزه تجارت و رسانه ، خروج اخلاق حرفه ای از" قلمرو های خاص و بومی " به " قلمروهای جهانی و عام " است.
تعریفهای مختلفی اخلاق حرفهای ارائه شده است:
1. اخلاق کار، متعهد شدن انرژی ذهنی و روانی و فیزیکی فرد یا گروه به ایده جمعی است در جهت اخذ قوا و استعداد درونی گروه و فرد برای توسعه به هر نحو؛
2. اخلاق حرفهای یکی از شعبههای جدید اخلاق است که میکوشد به مسائل اخلاقی حرفههای گوناگون پاسخ داده و برای آن اصولی خاص متصور است.
3. اخلاق حرفهای به مسائل و پرسشهای اخلاقی و اصول و ارزشهای اخلاقی یک نظام حرفهای میپردازد و ناظر بر اخلاق در محیط حرفهای است.
4. مقصود از اخلاق حرفهای مجموعه قواعدی است که باید افراد داوطلبانه و بر اساس ندای وجدان و فطرت خویش در انجام کار حرفهای رعایت کنند؛ بدون آن که الزام خارجی داشته باشند یا در صورت تخلف، به مجازاتهای قانونی دچار شوند.
5. اخلاق فردی، مسئولیتپذیری فرد است در برابر رفتار فردی خود، صرفاً به منزلة یک فرد انسانی، و اخلاق شغلی، مسئولیتپذیری یک فرد است در برابر رفتار حرفهای و شغلی خود، به مثابه صاحب یک حرفه یا پست سازمانی.
6. اخلاق حرفهای، به منزلة شاخهای از دانش اخلاق به بررسی تکالیف اخلاقی در یک حرفه و مسائل اخلاقی آن میپردازد و در تعریف حرفه، آن را فعالیت معینی میدانند که موجب هدایت فرد به موقعیت تعیینشده همراه با اخلاق خاص است.
7. اخلاق حرفه ای، مجموعه ای از اصول و استانداردهای سلوک بشری است که رفتار افراد و گروه ها را تعیین می کند. در حقیقت، اخلاق حرفه ای، یک فرایند تفکر عقلانی است که هدف آن محقق کردن این امر است که در سازمان چه ارزش هایی را چه موقع باید حفظ و اشاعه نمود.
ویژگی های تعاریف اخلاق حرفهای
1. اخلاق حرفهای رفتاری متداول در میان اهل یک حرفه است.
2. اخلاق حرفهای مدیریت رفتار وکردار آدمی هنگام انجامدادن کارهای حرفهای است.
3. اخلاق حرفهای رشتهای از دانش اخلاق است که به مطالعة روابط شغلی میپردازد.
4. اخلاق حرفهای عبارت است از مجموعهای از قوانین که در وهلة اول از ماهیت حرفه و شغل به دست میآید
در بیشتر تعریفهایی که از اخلاق حرفهای شده است، دو ویژگی دیده میشود:
الف) وجود نگرش اصالت فرد و فرد گرایی؛
ب) محدود بودن مسئولیتها و الزامات اخلاقی فرد در شغل،
که به نظر میرسد این نگاه به اخلاق حرفهای، نوعی تحویلینگری و تقلیل دادن اخلاق حرفهای است؛ زیرا هویت جمعی و سازمانی در نهادهای مشاغل در کسب وکار، بسی فراتر از شغل فردی اشخاص است. با توجه به همین دیدگاه بود که در این اواخر نیز بحث از اخلاق حرفهای در منابع مدیریتی و بیشتر در آثار و مباحث مربوط به مدیریت منابع انسانی مطرح میشد.
امروزه با توجه به همین مورد، در مفهوم جدید از اخلاق حرفهای، به مسئولیتهای اخلاقی بنگاه و سازمان اشاره میشود که جامعتر از تعریف سنتی است. در این نگاه، بنگاه به منزلة یک شخصیت حقوقی دو گونه مسئولیت دارد:
الف) مسئولیتهای حقوقی کیفری؛
ب) مسئولیتهای اخلاقی
مسئولیتهای اخلاقی بنگاه بسیار پییچیدهتر از مسئولیتهای اخلاقی فردی ـ شخصی و فردی ـ شغلی است. به عبارت دیگر، مسئولیتهای اخلاقی بنگاه شامل همه اضلاع و ابعاد سازمان میشود و اخلاقیات شغلی را نیز دربرمیگیرد.12 البته اخلاق حرفهای افزون بر اخلاق کار، حقوق کار را نیز در برمیگیرد.
ویژگیهای اخلاق حرفهای
امروزه در اخلاق حرفهای، تلقی «شما حق دارید و من تکلیف»، مبنای هر گونه اخلاق در کسب و کار است. این مبنا از رفتار ارتباطی فرد، به صورت اصلی برای ارتباط سازمان با محیط قرار میگیرد و سازمان با دغدغة رعایت حقوق دیگران، از تکالیف خود میپرسد. ویژگیهای اخلاق حرفهای در مفهوم امروزی آن عبارتاند از:
1. دارای هویت علم و دانش بودن،
2. داشتن نقشی کاربردی،
3. ارائة صبغهای حرفهای،
4. بومی و وابسته بودن به فرهنگ،
5. وابستگی به یک نظام اخلاقی،
6. ارائه دانشی انسانی
7. دارای زبانِ روشن انگیزشی،
8. ارائه رویآوردی میان رشتهای.
«کادوزیر» دربارة ویژگیهای افرادی که اخلاق حرفهای دارند موارد زیر را بیان میکند:
مسئولیتپذیری فرد پاسخگوست و مسئولیت تصمیمها و پیامدهای آن را میپذیرد؛ سر مشق دیگران است؛ حساس و اخلاقمند است؛ به درستکاری و خوشنامی در کارش اهمیت میدهد؛ برای ادای تمام مسئولیتهای خویش کوشاست و مسئولیتی را که به عهده میگیرد، با تمام توان و خلوص نیت انجام میدهد.
برتریجویی و رقابتطلبی در تمام موارد سعی میکند ممتاز باشد؛ اعتماد به نفس دارد؛ به مهارت بالایی در حرفه خود دست پیدا میکند؛ جدی و پرکار است؛ به موقعیت فعلی خود راضی نیست و از طرق شایسته دنبال ارتقای خود است؛ سعی نمیکند به هر طریقی در رقابت برنده باشد.
صادق بودن مخالف ریاکاری و دورویی است؛ به ندای وجدان خود گوش فرا میدهد؛ در همه حال به شرافتمندی توجه میکند؛ شجاع و با شهامت است.
احترام به دیگران به حقوق دیگران احترام میگذارد؛ به نظر دیگران احترام میگذارد؛ خوشقول و وقتشناس است؛ به دیگران حق تصمیمگیری میدهد؛ تنها منافع خود را مرجح نمیداند.
رعایت و احترام نسبت به ارزشها و هنجارهای اجتماعی برای ارزشهای اجتماعی احترام قائل است؛ در فعالیتهای اجتماعی مشارکت میکند؛ به قوانین اجتماعی احترام میگذارد؛ در برخورد با فرهنگهای دیگر متعصبانه عمل نمیکند.
عدالت و انصاف طرفدار حق است؛ در قضاوت تعصب ندارد؛ بین افراد از لحاظ فرهنگی، طبقه اجتماعی و اقتصادی، نژاد و قومیت تبعیض قائل نمیشود.
همدردی با دیگران دلسوز و رحیم است؛ در مصائب دیگران شریک میشود و از آنان حمایت میکند؛ به احساسات دیگران توجه میکند؛ مشکلات دیگران را مشکل خود میداند.
وفاداری به وظایف خود متعهد است؛ رازدار دیگران است؛ معتمد دیگران است.
رویههای تجاری منصفانه : تجارت عادلانه یا منصفانه چیست و اصول آن کدامند؟
تعریف تجارت عادلانه
تجارت عادلانه یا منصفانه (FAIR TRADE ) یک نهضت اجتماعی سازمان یافته یا روشی بازار محور است که به منظور کاهش فقر و کمک به تداوم داد و ستد در عرصه ملی و بین المللی به وجود آمده است. هدف تجارت عادلانه آن است که بهای عادلانه کالاها و خدمات به تولیدکنندگان آنها پرداخت شود و استانداردهای زیست محیطی و رفاهی جامعه در مورد آنان رعایت شود.
به طور خلاصه بر روی کالاها بر چسب تجارت منصفانه میخورد و این برای خریدار به این معناست که تولیدکنندگان محصول مورد نظر تحت استثمار قرار نگرفتهاند. این جنبشها در پی فرآیندهایجهانی سازی اقتصاد به وجود آمدند که طی آن سرمایهداران کشورهای توسعهیافته با انتقال سرمایهی خود به کشورهای جهان سوم و استثمار کارگران آن کشورها، شرایط حقوق کارگران در کشور خود را دور میزنند، و به این طریق میتوانند محصولات ارزانتر تولید کنند. در حالی که تولید کنندگانی که به این کار دست نمیزنند، دیگر نمیتوانند با استثمار کنندگان رقابت کنند
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر ۱۳۹۲ ساعت 13:0 توسط شعیب نظری
|